
این روزها فصل امتحانات دانش آموزان
شروع شده و همه اونها به نحوی درگیر مطالعه هستند.مراحل پیش خوانی
مرحله سؤال کردن
میتونید ملاحظه كنیدادامه مطلب رو اینجا ببینید
طبقه بندی: عمومی،
|
|
![]() روشهای صحیح مطالعه و توصیه هایی در این زمینه این روزها فصل امتحانات دانش آموزان شروع شده و همه اونها به نحوی درگیر مطالعه هستند.به همین خاطر مطلبی رو درمورد روشهای صحیح مطالعه و توصیه هایی در این زمینه رو برای این دوستان آوردم تا با خوندن این مطلب بتونند روش مطالعه خودشون رو بهینه كنند این روش یکی از مهمترین و معروفترین روشهای بهسازی حافظه است. نام این روش همانند نام انگلیسی آن (PQ4R) متشکل از حروف اول شش مرحله آن است. مراحل پیش خوانیدر این مرحله کتاب یا مطلب بصورت یک مطالعه اجمالی و مقدماتی مطالعه شود. از جمله موارد این مرحله خواندن عنوان فصلها ، خواندن سطحی فصل ، توجه به تصاویر ، بخشهای اصلی و فرعی و خلاصه فصلها میباشد. هدف در این مرحله یافتن یک دید کلی نسبت به کتاب و ارتباط دادن بخشهای مختلف کتاب با یکدیگر میباشد. مرحله سؤال کردنپس از مطالعه اجمالی موضوعات و نکات اصلی ، به طرح سؤال در مورد آنها بپردازید. این کار باعث افزایش دقت و تمرکز فکر و سرعت و سهولت یادگیری میگردد. ادامه این مقاله رو در ادامه مطلب میتونید ملاحظه كنیدادامه مطلب رو اینجا ببینید طبقه بندی: عمومی، نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 2 خرداد 1387 توسط
محسن
شاید این جمعه بیاید .... شاید گفتم : می آید گفت : مگه رفته بود كه بیاد؟ گفتم : دلتنگم . گفت : مگر زیارتش نمی كنی؟ گفتم : جهان رو پر نور میكنه گفت : مگه شعشعه حضورش رو نمیبینی؟ گفتم : زخم دوریش دل را می آزاره گفت : هـرچه از دوست رسد نیكوست . گفتم : غایب است گفت : با این همه برهان مگه میشه گفت غیبت؟گفت : غایبش خوانده اند كه ظاهر نیست كه غیبت به معنای حاضر نبودن تهمتی است كـه بـر دامـن پـاكش ننشیند . شاید این جمعه بیاید .... شاید طبقه بندی: عمومی، نوشته شده در تاریخ جمعه 20 اردیبهشت 1387 توسط
محسن
Daily we open our inbox & read messages sent by friends,but how many times do we open QURAN & read messages sent by ALLAH ?IF you love ALLAH Please send This 4 people واقعاً اینقدر که من و امثال من به خوندن و پاسخ به ایمیل ها وآفلاین ها و پیامک های دوستان اهمیت میدیم و وقت صرف میکنیم، چقدرش رو(بهتره بگم چند هزارمش رو) به پاسخ دادن و خوندن پیامهای خدا که همون قران هست ،میگذرونیم.البته بنده خودم رو عرض میکنم. بقول دوست بسیار نازنینی شاید ما اعتقاد داریم که: شما چی میگین؟؟؟ طبقه بندی: عمومی، نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 اردیبهشت 1387 توسط
محسن
این روزها همه جا صحبت از تقدیر و تشکر از زحمات معلّم هاست و همه تصمیم دارند یه طوری این کار رو انجام بدهند.و معلمّین هم که بندگان خدا مثل همیشه به بچه ها میگن :نمره خوبی که شما میگیرید بهترین کادو و هدیه برای ماست .در این بین بعضی از دانش آموزان هم الحّق والانصاف این نصیحت معلمّین رو آویزه گوششون میکنند. این نمونه رو ببینید...معلّم :عزیزم! الفبای فارسی رو نام ببر ببینم . شاگرد : الف – ب – پ – ت – ث – چهـار – پـنج – شـش – هفـت ...معلّم :خوب حالا الفبای انگلیسی رو بگو ببینم . معلّـم :الفبای یونانی رو بگو ببینم . شاگرد : نابرده رنج گنج – پنج – شش – هفت-هشت-نه....معلّم:...؟؟؟؟؟ (بنظر شما معلّم قصّه ی ما جمله آخر رو چی میتونه بگه؟؟ شما میتونید کاملش کنید؟؟آره؟؟منتظرم.)طبقه بندی: عمومی، نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 اردیبهشت 1387 توسط
محسن
طبقه بندی: عمومی، نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 12 اردیبهشت 1387 توسط
محسن
![]() لطفاً کودکانتات را رؤیایی بار نیاورید! ::.دوستی میگفت فرزند یکی از آشنایانشون دچار افسردگی شدید شده! بعد که دلیل رو پرسیدم گفت چون فکر میکرده حتما یکی از برندگان هزاران دستگاه خودروی... از بانک... میشوند!ولی بعد از اعلام جوایز و دیدن اسامی او شوکه شده واز اون به بعد دچار افسردگی حاد شده!وقتی دوستم این رو تعریف کرد یاد حکایتی افتادم که بد ندیدم برای شما هم بنویسم>> مـى گـویـند: زنى دیوانه شد و او را به دارالمجانین (همون تیمارستان خودمون)بردند. براى معالجه اش هر كار كردند فایده اى نـبـخشید. این زن هر روز صبح ,دیوانه ها را دور خودش جمع مى كرد و مى گفت : من یك شوهر زیبادارم . یك پسر و یك دختر خوشگل دارم . ماشین سوارى قشنگى داریم . عصر به عصر كه شوهرم از سـر كـار مـى آیـد, پـشت فرمان ماشین مى نشیند و من و بچه ها هم عقب ماشین مى نشینیم . از قصرمان كه درشمیران است مى رویم به ویلایى كه داریم و در آنجا تفریح مى كنیم .... بـعد از تحقیقات درباره كودكى این زن , معلوم شد كه وى در زمان درس خواندن آمال و آرزوهاى عـجـیبى داشته است , مثلا آرزوداشته است كه شوهر آینده اش یك ادارى عالى رتبه و خوش قیافه بـاشد,بچه هاى آنها, قصر و ویلایشان , ماشین و ... چنین و چنان باشد. سال هابا این آرزوها زندگى مـى كـنـد تـا ایـن كـه از قـضـا به همسرى مردى عادى ,فاقد زیبایى و ثروت در مى آید. زندگى مـشـتـركـشـان را در خـانـه اى كـوچـك و اجـاره اى آغـاز مـى كـنـنـد و صـاحـب فـرزنـد نـیز نـمـى شـونـد. عـمـلـى نـشدن آرزوها, چنان روان زن بیچاره را آزار مى دهد تا سرانجام دیوانه اش مى كند.<< ::.نتیجه اخلاقی حکایت ما : رؤیـایـى بارآمدن كودك , بیشتر بر اثر تلقینى است كه از طرف اطرافیان به ذهن او تزریق مـى شـود. خـصـوصا پدر و مادر, به فرزند خود وعده هایى ندهند كه توان انجام دادن آن را نداشته بـاشند تا نتیجه اش این بشود كه او یك عمر در رؤیاهاى خیالى خود پرواز كند و هیچ وقت دسترسى به آن نداشته باشد.و درنهایت دچار بیماریهای روانی گردد. نظر شما چیه؟؟؟ ![]() طبقه بندی: عمومی، نوشته شده در تاریخ یکشنبه 8 اردیبهشت 1387 توسط
محسن
|
|||||||||||||||||||||
| تمامی حقوق این سایت محفوظ است.کپی برداری از مطالب بدون اجازه مدیر سایت شرعاً و عرفاً مجاز نمی باشد. | ||||||||||||||||||||||