یک معما، برای قلقلک کردن هوش سرشار شما

با سلام به دوستان عزیز رهیار و علاقه مندان به معما و سرگرمی
معمای امروز مخصوص افراد خاصی و رشته خاصی نیست چون یک معمای هوشه پس همه میتونند بدون هیچ بهانه ای شرکت کنند

توی جراید نوشته بودند که : در یکی از روزهای گرم تابستون پدر و پسری برای فرار از گرمای هوا و شلوغی شهر تصمیم می گیرند به یکی از ییلاق های خارج از شهر بروند و چند روزی رو اونجا سپری کنند.
متاسفانه در حین رانندگی به سمت ییلاق با کامیونی که از مسیر خودش منحرف شده بود تصادف میکنند .در راه انتقال اونها به بیمارستان متاسفانه پدر فوت می کنه
و لی پسر رو که احتیاج به عمل جراحی فوری داشت به اتاق عمل می برند.دکتر جراح بعد از اینکه بر بالین پسر حاضر میشه ناگهان جا میخوره و مضطرب و ناراحت در حالیکه دستهاش میلرزید
اعلام میکنه من نمیتونم این فرد رو عمل کنم چون اون پسر یکی یه دونه ی منه!!!
و لی پسر رو که احتیاج به عمل جراحی فوری داشت به اتاق عمل می برند.دکتر جراح بعد از اینکه بر بالین پسر حاضر میشه ناگهان جا میخوره و مضطرب و ناراحت در حالیکه دستهاش میلرزید
اعلام میکنه من نمیتونم این فرد رو عمل کنم چون اون پسر یکی یه دونه ی منه!!!و عمل رو به جراح دیگه ای واگذار میکنه.
حالا شما بفرمایید این داستان اصلاً میتونه صحت داشته باشه؟ 

چطوری آخه؟ من که گیج شدم!

طبقه بندی: معما و سرگرمی،
برچسب ها: معما، دکترجراح،
دنبالک ها: معماهای ریاضی رهیار،
